برون داد نظام روابط کار

برون داد و مکانیزم کنترل نظام روابط کار :

در صورتی مدیران در تنظیم روابط کار موفق خواهند بود که در کنار قراردادها و مقررات خشک، که البته وجود آنها برای تعیین حقوق طرفین لازم است. با انتخاب شیوه مطلوب رهبری و مدیریت و با توجه به توصیه هایی که در زمینه های ده گانه فرایند نظام روابط کار گردیده به این روابط جان تازه ببخشند. به طور قطع در این راستا علاوه بر کارکنان و سازمان، جامعه نیز منتفع خواهد شد.

منبع : https://www.smtc.ac.ir

فرآیند نظام روابط کار

اقداماتی که برای تنظیم روابط کارگران و مدیران صورت می گیرد و از وظایف عمده حوزه مدیریت منابع انسانی و روابط کار به شمار می آید فرایند تنظیم روابط کار نامیده می شود . کلیه اقدامات مربوط به فرایند نظام به ده قسمت تقسیم شده که در اینجا ویژگی هر یک به اختصار توضیح داده شده است.

فرآیند تنظیم روابط کار :

1. تنظیم مقررات عمومی : تنظیم ضوابط و مقررات استخدامی، آموزش، نگهداری و حتی چگونگی به کارگیری افراد، تعیین مسئولیت و اختیارات، وظایف، حقوق و مزایا ... و آموزش آنها قبل از استخدام نیروها.

2. تنظیم روابط فردی کار : روابط کارگر و کارفرما ابتدا در چارچوب یک قرارداد انفرادی بین کارگران و مؤسسه به عنوان یک شخصیت حقیقی یا حقوقی منعقد می شود. ضوابط عقد این قرارداد را از یک طرف قوانین، مقررات، عرف و رسوم محلی و از سوی دیگر ضوابط استخدامی تدوین شده از طرف مؤسسه مشخص می نماید. البته قرار دادهای انفرادی بیشترین نقش را در تنظیم روابط کار دارند.

3. تنظیم روابط جمعی کار : در قراردادهای انفرادی در شرایط خاصی کارفرما می تواند شرایطی را به کارگر تحمیل می نماید به همین علت تشکل های
کارگری و سندیکا ها و اتحادیه ها عامل انجام مذاکرات دسته جمعی است که منجر به عقد قراردادهای دسته جمعی می شود.

4. چگونگی مشارکت کارگران در تصمیم گیری های داخل کارگاه : هدف از مشارکت کارگران در تصمیم گیری های داخل کارگاه های صنعتی، وسیله ای است برای رسیدن به هدف مشترک و خاص و نوعی همکاری و تعاون در روابط کار است مانند مشارکت، تبادل اطلاعات، مذاکره، تصمیم گیری شواریی، مدیریت مشترک، خودگردانی.

5. طراحی نظام مطلوب حقوق و مزایا : مزایای مادی و امکانات رفاهی به ویژه حقوق و مزد مهم ترین و ملموس ترین عامل در تنظیم روابط کار است به طریقی که در اغلب اعتصابات و اختلافات مزد به عنوان یکی از موارد عمده مطرح می شود.

6. رعایت شرایط قانونی کار : چنانچه جزئیات و شرایط کار و قوانین کار به وضوح بیان شده باشد مدیران میدان وسیعی برای تصمیم گیری ندارند و در مقابل
زمانی که جزئیات شرایط کار در قوانین پیش بینی نشده باشد نیاز به توافق بین تشکل های کارگری و کارفرمایان وجود دارد.

7. تأمین بهداشت و ایمنی در محیط کار : حفاظت از کارگران و تأمین ایمنی و بهداشت کارگران نه تنها از وظایف خاص قانونی مدیریت است بلکه از وظایف انسانی، اخلاقی و دینی آنهاست و بی توجهی در این خصوص نه فقط فرد بلکه خانواده کارگر و حتی اجتماع متضرر خواهد شد.

8. رعایت و تعهدات متقابل : منشأ اصلی تعهدات قانون و عرف جامعه است که این تعهدات ممکن است انفرادی یا دسته جمعی باشند. عمل نکردن به تعهدات
باعث بروز اختلافات می شود که رسیدگی به آنها به دو روش حرفه ای یا آزاد و یا روش قضایی صورت می گیرد. بعضی مواقع تشخیص اینکه کارفرما یا کارگر به تعهدات خود عمل نموده اند یا خیر، دشوار بوده و در بروز اختلاف هر یک از طرفین خود را ذیحق قلمداد می کنند. به همین جهت لازم است در نظام روابط کار مکانیزم های لازم برای حل اختلافات پیش بینی گردد که در قانون کار ایران این موارد به خوبی دیده شده است.

9. آموزش : آموزش عامل اساسی تعالی انسانها است و این تعالی می تواند در تلطیف روابط کارگران و مدیریت نیز اثربخش باشد. فردی که کار خود را خوب بداند از کار لذت می برد و برایش ایجاد رضایت می شود و ناخودآگاه این رضایت را ناشی از محیط کار می داند. آموزش به خوبی این هدف را تحقق می بخشد.

10. روابط انسانی به عنوان یک راه حل نهایی : برای ایجاد محیط سالم کار و مناسبات معقول انسانی، مدیران باید مجهز به ایمان، اخلاق حسنه، و دانش وسیع از چگونگی رفتار انسان باشد.

منبع : https://www.smtc.ac.ir

شرایط محیط درون سازمانی نظام روابط کار

در این بخش فرایند نظام روابط کار و همچنین آنچه از این فرایند به صورت برون داد نظام حاصل می شود، مورد بحث قرار می گیرد. بی شک چگونگی تنظیم روابط کار در داخل هر واحد تولیدی خدماتی متأثر است از ویژگی های درون سازمانی آن ، از جمله : اندازه واحد، نوع تکنولوژی، سطح سواد کارگران و بالاخره نوع کالا و یا خدماتی که تولید می شود.

شرایط محیط درون سازمان :

شرایط محیط برون سازمانی و یا به عبارتی فرا نظام مؤسسات صنعتی تعیین کننده اصلی روابط بین کارگر و مدیران می باشد، معذالک عوامل عمده درون سازمانی نیز در چگونگی این روابط نقش حساسی ایفا می کنند. اهم این عوامل به صورت خیلی خلاصه به شرح زیر می باشد :

1.اندازه حجم نیروی انسانی در سازمان : در مؤسسات صنعتی بزرگ که انبوهی از افراد در کنار هم قرار گرفته اند روابط کار پیچده تر است زیرا از یک سو به لحاظ مشکل ارتباطات، سوء تفاهمات و در نتیجه اختلافات چشم گیرتر است و از سوی دیگر هر قدر تعداد کارکنان بیشتر باشد زمینه بهتری برای تشکل بوجود می آید.

2.ویژگی های نیروی کار : علاوه بر تعداد کارکنان خصوصیات کیفی آنها در چگونگی روابط کار مؤثر است این خصوصیات کیفی عبارتند از: سطح تخصصی و مهارت، میزان تحصیلات، حرفه ای بودن یا غیرحرفه ای بودن.

3.نوع تکنولوژی : در نوع تکنولوژی کاربر که معمولاً تولید دستی یا نیمه ماشینی است، اغلب کار از نظر بدنی دشوارتر و محیط کار غیربهداشتی تر، خطرات ناشی از کار بیشتر است در حالی که از تکنولوژی سرمایه بر معمولاً تولید خودکار و به طور کامل کامپیوتری است که شکل کنار گذاشتن کارگران ماهر و مازاد مطرح می شود که موجب اختلافات کارگری می شود.

4.نوع محصول و روند تولید: نوع محصول به لحاظ مختلف در تشنج ها و ناآرامی های روانی کارگر مؤثر است. مثلاً کارگری که در تمام مدت کار خود با محصولی نامطبوع، خشن و خطرناک مثل بعضی داروها ، مواد معدنی ، مهمات و مواد منفجره و نظیر اینها سروکار دارد با فشارهای عصبی بیشتر مواجه است برخوردهای خشن تر از خود نشان می دهد.

5.محل مؤسسه : امکانات داخل سازمان و شرایط آرامشی که محل مناسب مؤسسه برای کارگران تأمین می کند از عوامل درون سازمانی مؤثر در روابط کار به حساب می آیند.

منبع : https://www.smtc.ac.ir

نظام روابط کار صنعتی

نظام روابط کار صنعتی عبارت است از:

الف) ماتریسی از شرایط سیاسی، اقتصادی خاص هر کشور که روابط کارگر، کارفرما را احاطه می کند،

ب) تشکل ها و سازمان های کارگری،

ج) تاکتیک های سازمان ها و تشکل های کارگری در جهت کنترل تصمیمات کارفرمایان،

د) پیمان های دسته جمعی،

ه) چگونگی کنترل و دخالت دولت در تنظیم روابط کارگری.

– نظام روابط کار صنعتی عبارست از: فرایند تصمیمات هماهنگ، در چارچوب شرایط سیاسی، اقتصادی و اجتماعی، به منظور تنظیم روابط کارگران و مدیریت در جهت رعایت حقوق حقه طرفین.

منبع : https://www.smtc.ac.ir

نظام روابط کار

عبارتست از مجموعه ای از قوانین و مقرراتی که حاکم بر روابط کار می باشد. این قوانین و مقررات دو دسته اند :

الف) قوانینی که کیفیت یا محتوای روابط را مشخص می کند.

ب) قوانینی که روش ها و چگونگی تحقق محتوای مورد نظر را تعیین می کند.

بعضی از صاحب نظران این قوانین را در چهار دسته به شرح زیر خلاصه کرده اند :

الف) قوانین فرعی :

این دسته از قوانین ، نظام روابط صنعتی را در ایجاد تشکیلات و روش های لازم یاری می نماید.

ب) قوانین تنظیم کننده :

این دسته از قوانین حقوق کارگران را در محیط کار تحت ضوابط خاص مشخص می نماید.

ج) قوانین محدود کننده :

این دسته از قوانین بایدها و نبایدها را در ارتباط با قراردادهای دسته جمعی و اختلافات بین تشکل های کارگری و کارفرمایی تعیین می نماید.

د) قوانین مشارکتی :

بالاخره این دسته از قوانین چگونگی مشارکت کارگران در تشکل ها و سازمان های کارگری و حدود اختیارات و فعالیت های این گونه تشکل ها را مشخص می کند.

منبع : https://www.smtc.ac.ir